بررسي نقش و کاربرد گچ در باغهاي پسته

 

 

چکيده:

آب و خاك از عوامل اصلي توليد در كشاورزي محسوب مي شوند. هر گونه تغييري در كميت و كيفيت اين عوامل، كميت و كيفيت محصولات كشاورزي را تحت تأثير قرار مي دهد. برداشت بي رويه از سفره هاي آب زيرزميني موجب پايين رفتن اين سفره ها و كاهش كيفيت آبهاي كشاورزي گرديده است. شور شدن آبهاي زيرزميني موجب شور و قليا شدن خاك  زمين هاي كشاورزي شده است. كيفيت خاك باغها روز بروز تخريب و بدتر شده است. استفاده از ماشين آلات موجب متراكم شدن خاك و كاهش نفوذ پذيري آن نسبت به ريشه و آب شده است.  جهت بهبود كيفيت خاك و افزايش محصول، اين باغها نياز به اصلاح دارند. مواد و روشهاي مختلفي براي اصلاح خاكهاي شور وسديمي و رسي پيشنهاد شده است. يكي از مواد اصلاحي كه ارزان بوده و در اكثر مناطق خشك معادن آن فراوان و در دسترس است، گچ مي باشد. علاوه بر خرابي كيفيت منابع آب املاح مضري از قبيل عنصر بور نيز در خيلي از مناطق پسته كاري در حد مسموميت ديده مي شود. براي كاهش اثر اين املاح استفاده ازگچ توصيه شده است. براي اولين بار بنيامين فرانكلين در اواخر قرن هفدهم براي استفاده از گچ آزمايشهاي علمي متعددي انجام داد. وي با استفاده از گچ بر روي مراتع واقع درزمين هاي تپه اي و شيب دار مشاهده كرد كه رشد علوفه افزايش يافت و مقدار فرسايش،كاهش يافت. حدود دو قرن بعد دوباره تحقيقات وسيع و دامنه داري در مورد كاربرد و نقش گچ در كشاورزي شروع گرديد. در اين مقاله سعي شده تا نتايج اين تحقيقات به صورت خلاصه و تحت عنوان نقش و كاربرد گچ در باغهاي پسته در اختيار علاقمندان قرار گيرد. اميد است مطالب ارائه شده بتواند در زمينه بهره برداري بهتر از منابع آب و خاك، مورد استفاده قرار گيرد.

کلمات کليدي: گچ، پسته، آب، خاک شور

 

 

 

 

 

1-     مقدمه:

پسته يکي از مهمترين محصولات کشاورزي کشور است که از جنبه هاي مختلف اقتصادي ؛ اجتماع، زيست محيطي و............اهميت فوق العاده اي دارد،ارزش توليد اين محصول گرانبها و بي نظير حدود 10درصد از در آمد هاي غير نفتي کشور مي باشد. حدود 152000 خانوار شهري و روستايي کشور که جمعيتي بالغ بر يک ميليون نفر را شامل ميگردند؛در حرفه هاي مربوط به به توليد اين محصول بکار اشتغال دارند.پسته به عنوان آخرين محصول کشاورزي قابل کشت در بيشترمناطق پسته خيز ايران ؛ نقش اولين کالاي کشاورزي صادراتي ايفا مي نمايد.مشکلات مربوط به شوري و کم آبي حاشيه کوير از يک سو و خشک ساليهاي اخير توام با مسائل عديده از سوي ديگر باعث شده است تا اين محصول تنها با تکيه بر تحقيقات و فناوري پيشرفته قادر به ادامه حيات باشد و از اين  رو بازده تحقيقات بر روي پسته قابل توجه مي باشد.آخرين محصول قابل کشت بدين مفهوم است که اگرباغات پسته از بين  برود هيچ محصول ديگري قابل کشت نيست و مرحله بعدي در مناطق پسته خيز کشور پيشرفت کوير و بيابان زايي خواهد بود که منتج به مهاجرت افراد و بيکاري خواهد شد.بنابر اين تلاش در جهت حفظ اين محصول که تنها با تکيه بر تحقيقات امکانپذير است ؛نه تنها منافع اقتصادي  حاصل از کشت آن را بدنبال دارد بلکه مزاياي ناشي از کوير زدايي را نيز به همراه دارد، لذا مطالعاتي که در راستاي حفظ اين محصول صورت مي گيرد شامل روشهاي افزايش بازده آبياري؛ يافتن گونه هاي مقاوم به شوري و خشکي ، يافتن گزينه هاي تامين آب و ......مي تواند از بازده اقتصادي بسيار بالايي برخوردار باشد.

آب و خاك از عوامل اصلي توليد در كشاورزي محسوب مي شوند. هر گونه تغييري در كميت و كيفيت اين عوامل، كميت و كيفيت محصولات كشاورزي را تحت تأثير قرار مي دهد. برداشت بي رويه از سفره هاي آب زيرزميني موجب پايين رفتن اين سفره ها و كاهش كيفيت آبهاي كشاورزي گرديده است. شور شدن آبهاي زيرزميني موجب شور و قليا شدن خاك  زمين هاي كشاورزي شده است. كيفيت خاك باغها روز بروز تخريب و بدتر شده است. استفاده از ماشين آلات موجب متراكم شدن خاك و كاهش نفوذ پذيري آن نسبت به ريشه و آب شده است.  جهت بهبود كيفيت خاك و افزايش محصول، اين باغها نياز به اصلاح دارند. مواد و روشهاي مختلفي براي اصلاح خاكهاي شور وسديمي و رسي پيشنهاد شده است. يكي از مواد اصلاحي كه ارزان بوده و در اكثر مناطق خشك معادن آن فراوان و در دسترس است، گچ مي باشد. علاوه بر خرابي كيفيت منابع آب املاح مضري از قبيل عنصر بور نيز در خيلي از مناطق پسته كاري در حد مسموميت ديده مي شود. براي كاهش اثر اين املاح استفاده ازگچ توصيه شده است. براي اولين بار بنيامين فرانكلين در اواخر قرن هفدهم براي استفاده از گچ آزمايشهاي علمي متعددي انجام داد. وي با استفاده از گچ بر روي مراتع واقع درزمين هاي تپه اي و شيب دار مشاهده كرد كه رشد علوفه افزايش يافت و مقدار فرسايش،كاهش يافت. حدود دو قرن بعد دوباره تحقيقات وسيع و دامنه داري در مورد كاربرد و نقش گچ در كشاورزي شروع گرديد.

 

ويژگي توليد محصول پسته بعنوان آخرين گزينه اقتصادي در مناطق پسته خيز ضرورت هاي تحقيقاتي ديگري را نيز به دنبال دارد.براي بقاي اين محصول ، افزايش در آمد ناشي از بهبود بهره وري توليد بالاي محصول مهم مي باشد؛ از طرفي توجه به نوسانات درآمدي نيز از اهميت ويژه اي نسبت به ساير محصولات کشاورزي برخوردار مي باشد.لذا تنها با استفاده از نتايج تحقيقات بر روي استفاده از واريته هايي با عملکرد مناسب، روش هاي مبارزه با آفات و بيماريها، روش هاي مناسب آبياري و تغذيه درختان پسته  و ابداع روشهاي مقابله با عوامل نا مساعد محيطي مانند سرما زدگي ،گرما زدگي ، روش هاي جديد بهزراعي و همچنين ارائه ابزار و سياست هاي کاهش نوسانات قيمت در بازار پسته مي توان در آمدي قابل قبول  و يکنواخت براي پسته کاران انتظار داشت.

حاصل صادرات محصول پسته ورود سالانه حدود5 /0 ميليارد ارز به کشور مي باشد. اين مقدار ارز براي کشور ي چون ايران که داراي محدوديت هاي منابع ارزي مي باشد از اهميت درخور توجهي برخوردار مي باشد .

اين مسئله باعث مي گردد تا تحقيقات در زمينه هاي مختلف بر روي محصول پسته از اهميت بالايي بر خوردار باشد .در مرحله نخست رقابت در بازار جهاني مورد نياز بوده که تنها با داشتن مزيت نسبي در توليد پسته  با هزينه هاي پايين امکان پذير است.علاوه بر اين بقائ در بازار جهاني در صورتي امکانپذير است که استاندارد هاي جهاني از نظر کيفي و بهداشتي رعايت شود.اين مسئله ضرورت تحقيقات در حوزه فرآوري، بسته بندي، انبارداري، صنايع تبديلي  و تکميلي و بازاريابي پسته را آشکار مي سازد. با توجه به مسائل مطرح شده در ادامه به راهکار هاي مديريتي بهروري صنعت پسته که حاصل تحقيقات و تجربيات محققين موسسه تحقيقات پسته کشور و ساير واحد هاي تحقيقات پسته کشور وساير واحد هاي تحقيقاتي بوده است خواهد آمد.

 اميد است اين راهکار ابزار مناسبي براي بخش هاي اجرايي در جهت افزايش عملکرد محصول پسته و افزايش بهر وري صنعت پسته را سبب گردد.

 

آب و خاك از عوامل اصلي توليد در كشاورزي محسوب مي شوند. هر گونه تغييري در كميت و كيفيت اين عوامل، كميت و كيفيت محصولات كشاورزي را تحت تأثير قرار مي دهد. برداشت بي رويه از سفره هاي آب زيرزميني موجب پايين رفتن اين سفره ها و كاهش كيفيت آبهاي كشاورزي گرديده است. شور شدن آبهاي زيرزميني موجب شور و قليا شدن خاك  زمين هاي كشاورزي شده است. كيفيت خاك باغها روز بروز تخريب و بدتر شده است. استفاده از ماشين آلات موجب متراكم شدن خاك و كاهش نفوذ پذيري آن نسبت به ريشه و آب شده است.  جهت بهبود كيفيت خاك و افزايش محصول، اين باغها نياز به اصلاح دارند. مواد و روشهاي مختلفي براي اصلاح خاكهاي شور وسديمي و رسي پيشنهاد شده است. يكي از مواد اصلاحي كه ارزان بوده و در اكثر مناطق خشك معادن آن فراوان و در دسترس است، گچ مي باشد. علاوه بر خرابي كيفيت منابع آب املاح مضري از قبيل عنصر بور نيز در خيلي از مناطق پسته كاري در حد مسموميت ديده مي شود. براي كاهش اثر اين املاح استفاده ازگچ توصيه شده است. براي اولين بار بنيامين فرانكلين در اواخر قرن هفدهم براي استفاده از گچ آزمايشهاي علمي متعددي انجام داد. وي با استفاده از گچ بر روي مراتع واقع درزمين هاي تپه اي و شيب دار مشاهده كرد كه رشد علوفه افزايش يافت و مقدار فرسايش،كاهش يافت. حدود دو قرن بعد دوباره تحقيقات وسيع و دامنه داري در مورد كاربرد و نقش گچ در كشاورزي شروع گرديد.

                                         

2- نقش گچ در باغهاي پسته:

      گچ به دو شكل سولفات كلسيم آبدار (dehydrate) و سولفات كلسيم بدون آب (anhydrate) در طبيعت ديده مي شود. شكل غالب در خاك، سولفات كلسيم آبدار (CaSO4.2H2O) است و شكل بدون آب بندرت ديده مي شود. چنانچه مقدار گچ در خاك بيشتر از 2 درصد باشد خود را به صورت ذرات سفيد رنگ نشان مي دهد. گچ يكي از مواد اصلاحي ارزان قيمت مي باشد كه نقش مهمي در بهبود خصوصيات فيزيكوشيميايي خاك ايفا مي نمايد. در اين مقاله سعي شده تا فوايد كاربرد گچ در باغهاي پسته به صورت خلاصه ارائه شود.

1-2-گچ (سولفات كلسيم) داراي دو عنصر غذايي پرمصرف كلسيم و گوگرد است. به دليل حلاليت نسبتاً مناسب گچ، عناصر غذايي كلسيم و گوگرد براحتي در اختيار ريشه گياه قرار مي گيرد. يون كلسيم در تغذيه پسته و كيفيت محصول اهميت بسيار زيادي دارد. استحكام پوسته سخت ميوه، هنگام  تشكيل بستگي به فراهمي يون كلسيم دارد. جذب كلسيم توسط ريشه درخت پسته به صورت غيرفعال است، يعني مقدار تعرق تعيين كننده مقدار جذب و موجب حركت يون كلسيم در آوندهاي چوبي به طرف اندام مورد نياز گياه مي شود. ميزان تعرق از سطح برگ شديدتر از سطح ميوه مي باشد، بنابراين در شرايط كمبود كلسيم مقدار كلسيمي كه در اختيار ميوه قرار مي گيرد به مراتب كمتر از مقدار كلسيمي است كه  در اختيار برگ قرار مي گيرد. بنابراين ممكن است علائم كمبود كلسيم در برگ، مشاهده نشود در حالي كه ميوه بخصوص پوسته سخت آن بشدت دچار كمبود كلسيم باشد. تأمين به موقع و كافي كلسيم در درختاني كه در آنها استحكام ميوه مهم بوده و يا داراي پوسته استخواني هستند، تأمين به موقع و كافي كلسيم براي توليد محصول اهميت زيادي دارد.

2-2- گچ موجب بهبود و استحكام ساختمان خاك مي شود.                        

            در خاكهاي سديمي ذرات خاك پراكنده هستند و وجود سديم مانع نزديك شدن اين ذرات به يكديگرشده و از تشكيل ساختمان خاك جلوگيري مي كند.كلسيم داراي دو بار مثبت بوده و براحتي جايگزين سديم شده و موجب نزديك شدن ذرات رس و تشكيل ساختمان مي شود. هر چقدر دانه بندي خاك بيشتر باشد، نفوذ هوا و آب و ريشه راحت تر صورت مي گيرد.

3-2- جهت اصلاح خاكهاي سديمي از گچ استفاده مي شود.                 

                       خاكهاي سديمي، خاكهايي هستند كه شوري آنها كم، مقدار سديم تبادلي و واكنش خاك (pH) بالا است. در سطح اين خاكها لكه هاي قهوه اي و چرب مشاهده مي شود كه حاصل پراكنش ذرات هوموس خاك توسط سديم مي باشند. خاكهايي كه چندين سال با آبهاي شور آبياري شده اند، چنانچه با آب شيرين (جابجايي موتور پمپ) آبياري شوند، نمكهاي محلول از خاك شسته مي شوند و سديم بر روي ذرات خاك باقي مي ماند. اين سديم موجب پراكنش ذرات خاك، كاهش نفوذپذيري خاك، مختل شدن تهويه خاك و افزايش pH خاك به بالاتر از 5/8 و در مواردي حتي 10 تا 11 نيز مي گردد. قبل از استفاده از آبهاي با كيفيت مناسب (شيرين) در اين زمين ها (زمين هاي شور و سديمي) بايد اين سديم اضافي از خاك شسته شده واز محدوده فعاليت ريشه خارج گردد. بدين منظور بايستي از مواد اصلاحي داراي كلسيم با حلاليت مناسب، مثل گچ استفاده نمود. حلاليت گچ 5/2 گرم بر ليتر معادل 15 ميلي مولار مي باشد.  اصلاح اين  خاكها و شستشوي آنها بايد در فصل خواب گياه (زمستان) انجام شود. بسته به مقدار سديم موجود در خاك مقدار گچ مورد نياز نيز فرق مي كند. مقدار گچ مورد نياز از طريق معادله نياز گچي تعيين ميگردد. اين معادله به شرح زير است:

= GR

كه در اين معادله:

GR -  نياز گچي يا مقدار گچ مورد نياز (گچ ناخالص) بر حسب پوند بر ايكر است

ESPnow -  درصد سديم تبادلي در خاك مورد نظر

ESPwanted -  درصد سديم تبادلي مطلوب

CEC -  ظرفيت تبادل كاتيوني خاك بر حسب سانتي مول بر كيلوگرم

Gypsum -  درجه خلوص گچ بر حسب درصد

مقدار گچ بدست آمده براي عمق 15 سانتيمتري خاك است . براي تبديل مقدار گچ بدست آمده بر حسب كيلوگرم بر هكتار عدد بدست آمده در عدد 12/1 ضرب مي شود . پس از محاسبه مقدار گچ مورد نياز، گچ با كيفيت مناسب و غير شور (شوري كمتر از 2 دسي زيمنس بر متر) از معدن به باغ حمل شده و بصورت نواري به پهناي حداقل 5/1 متر از دو طرف درخت پاشيده شده و سپس دو نوبت آب سنگين به باغ داده شود. گچ طبق معادله زير موجب آزاد شدن سديم از سطوح تبادلي مي شود . سديم آزاد شده بصورت سولفات سديم ((Na2SO4  بوده كه قابل شتشو بوده و براحتي از پروفيل خاك شسته مي شود .  

 

 

 

4-2- در پاره اي از زمين ها پس ازآبياري سطح خاك سله بسته و ترك مي خورد                                                                                                                                           در بعضي مواقع خاك زير بابلرها نيز در اثر پاشش آب سله مي بندد. سله بستن ضمن اينكه تبخير را افزيش مي دهد، راندمان آبياري را كاهش و در صورت  عميق بودن تركها موجب پارگي ريشه هاي نازك نيز مي شود. استفاده از گچ در اين قبيل باغات مانع از تشكيل سله در سطح خاك پس از آبياري مي شود. گچ از پراكندگي ذرات خاك جلوگيري مي كند .

5-2-  استفاده از آبهاي آبياري با شوري خيلي كم (شوري كمتر از 5/0 دسي زيمنس بر متر) موجب شسته شدن نمكها و عناصر غذايي  از سطح خاك مي گردد.

 شستشوي عناصر غذايي بخصوص كلسيم موجب تخريب ساختمان و كاهش نفوذپذيري خاك مي گردد. استفاده از گچ نفوذپذيري اين خاكها را دو تا سه برابر افزايش مي دهد. براي چنين آبهايي بايستي مرتب مقداري گچ را در آب آبياري حل كرده و آب اصلاح شده به باغات داده شود. البته آبهايي با چنين كيفيتي خيلي كم و محدود به يكسري چشمه ها و رودخانه ها مي گردد.

6-2- گچ جهت اصلاح خاكهاي رسي و داراي لايه متراكم استفاده مي شود.

 قبل از احداث باغ با اضافه كردن كودهاي حيواني، مالچ و بقاياي گياهي به خاك و شخم زدن عميق سختي اين خاكها تا حدي اصلاح مي گردد ولي چنانچه باغ اصلاح شده باشد امكان استفاده از كود حيواني و بقاياي گياهي و زير و رو كردن خاك وجود ندارد. در چنين شرايطي مي توان با استفاده از گچ به صورت متوالي طي يك دوره سه ساله نفوذپذيري خاك را افزايش داده و خاك را پوك نمود. استفاده بلند مدت از گچ موجب شسته شدن ميليون ها ذره رس ريز شده و لايه سخت و رسي خاك را نفوذپذير و سست تر نمايد. گچ دانه اي براي استفاده در سطح خاك باغات بهتر است. به منظور بهبود كيفيت خاكهاي رسي و داراي لايه متراكم، يكبار استفاده ازگچ  جوابگو نمي باشد. گچ بايد حداقل سه سال و هر سال يك نوبت در زمستان به سطح خاك پاشيده شود و سپس يك تا دو نوبت آبياري سنگين انجام شود.

7-2- گچ موجب كاهش pH خاكهاي سديمي مي شود.

بالا بودن pH خاكهاي سديمي يك مشكل بزرگ براي جذب بعضي از عناصر غذايي از قبيل آهن و روي است. تصعيد ازت از سطح اين خاكها هنگامي كه كودهاي ازته در سطح خاك پاشيده مي شود، يكي ديگر از معضلات، pH بالاي خاكهاي سديمي است. استفاده از گچ pH اين خاكها را كاهش داده و به حد خنثي (8/7-5/7) مي رساند. اين محدوده pH براي رشد و نمو اكثر گياهان زراعي و باغي قابل قبول است.

8-2- شستشوي بر اضافي از خاك راحت تر و با مقدارآب آبياري كمتر امكان پذير است.

 مقدار بر در اكثر آبهاي آبياري و خاكهاي شور بالا است و استفاده مداوم از آب آبياري با بر زياد موجب تجمع اين عنصر در حد مسموميت در محدوده فعاليت ريشه مي شود. بنابراين شستشوي اين عنصر بعد از چند سال ضروري است. دادن گچ به خاك در زمستان و سپس شستشوي خاك ميزان آب مورد نياز براي شستشوي گچ را تا حد يك سوم كاهش مي دهد. كاتيون كلسيم بور اضافي داخل گياه را كه مي تواند موجب مسموميت شود ، بي اثر مي كند.  

9-2- گچ پايداري مواد آلي در خاك را افزايش مي دهد.

 كلسيم حاصل از انحلال گچ موجب اتصال مواد آلي به ذرات رس خاك و تشكيل خاكدانه هاي با استحكام زياد مي شود.چسبيدن مواد آلي به سطوح كلوئيدي پايداري اين مواد را افزايش مي دهد.

10-2- استفاده از گچ موجب اصلاح نسبت كلسيم به منيزيم به نفع كلسيم مي شود. نتايج حاصل از تجزيه حدود 1400 حلقه چاه در محدوده شهرستان رفسنجان نشان مي دهد كه در اكثر موارد نسبت كلسيم به منيزيم كمتر از يك مي باشد. اين در حالي است كه بهترين نسبت كلسيم به منيزيم نسبت چهار به يك  است. كاتيون منيزيم با كاتيونهاي كلسيم و پتاسيم اثر متقابل منفي (آنتاگونيستي)  دارد . يعني چنانچه مقدار يكي از اين عناصر در محلول خاك افزايش يابد جذب دو عنصر ديگر كاهش مي يابد. در اكثر باغات پسته نسبت كلسيم به منيزيم در محلول خاك به حدي پايين است كه زيادي منيزيم، جذب كلسيم را محدود كرده است. پيدايش عارضه لكه پوست استخواني پسته احتمالاً در رابطه با همين مسأله مي باشد. مقدار كلسيم مورد نياز براي تشكيل پوسته استخواني ميوه پسته خيلي زيادتر از مقدارلازم براي رشد برگ و ساير اندام هاي گياه است، عليرغم اينكه ماده مادري اكثر خاكهاي ما آهكي بوده و مقدار مطلق كلسيم در محلول خاك كافي و حتي بالاتر از حد مورد نياز است، زيادي منيزيم محل هاي جذب كلسيم بر روي سطح  ريشه را اشغال كرده و مانع از جذب كلسيم توسط ريشه مي شود.

منيزيم زياد به طور مستقيم نيز، رشد و نمو درخت را تحت تأثير سوء خود قرار مي دهد. براي نشان دادن اندازه خطر منيزيم در آب آبياري از شاخصي به نام شاخص خطر منيزيم   استفاده مي شود. اين شاخص از رابطه زير بدست مي آيد:

Mg

100 *                        = MgHAZ.

Ca+Mg

در اين رابطه MgHAZ. شاخص خطر منيزيم، Mg و Ca به ترتيب مقدار منيزيم و كلسيم بر حسب ميلي اكي والان بر ليتردر محلول خاك است. چنانچه اين شاخص بيشتر از 50 شود،  استفاده از اين آب  بتدريج برخي خصوصيات فيزيكي خاك از قبيل تهويه و نفوذپذيري را تحت تأثير سوء قرار مي دهد.

استفاده از گچ بعنوان منبع  در دسترس كلسيم موجب بالا رفتن و اصلاح نسبت كلسيم به منيزيم مي شود.مشكل بر هم خوردن نسبت كلسيم به منيزيم در خيلي از باغات پسته ديده مي شود.

11-2- استفاده از گچ مدت زماني را كه پس از آبياري مي توان زمين را شخم زد، كوتاه مي كند.

زمين هايي كه گچ دريافت كرده اند را مي توان با درصد رطوبت بالاتري شخم زد بدون اينكه خطر فشردگي (Compaction) يا تخريب ساختمان خاك وجود داشته باشد. به عبارتي در دامنه وسيعتري از رطوبت، خاك قابل شخم مي باشدو بازده مصرف انرژي را براي شخم كاهش مي دهد .

12-2-  استفاده از گچ بازده آب آبياري را افزايش مي دهد.

 افزودن گچ به خاك بخصوص در مناطق خشك موجب افزايش ضريب نفوذ آب، افزايش هدايت هيدروليكي خاك، افزايش ذخيره رطوبتي خاك و نفوذ ريشه به اعماق پايين ترمي شودكه  همگي بازده آب آبياري را افزايش مي دهند. خاكهاي تيمار شده با گچ بين 25 تا 70 درصد آب قابل استفاده بيشتري نسبت به خاك هاي بدون گچ در خود ذخيره مي كنند و در بيشتر موارد درآمد ناشي از كاهش مصرف آب بيشتر از هزينه استفاده از گچ مي باشد .

13-2-گچ به جذب عناصر غذايي توسط گياه كمك مي كند.

 كلسيمي كه در اثر انحلال گچ در محلول خاك آزاد مي شود، از اجزاي اصلي مكانيسم هاي زيست شيميايي است كه در جذب بيشتر عناصر غذايي توسط ريشه درخت نقش ايفا مي كند.  در صورت عدم وجود كلسيم به اندازه كافي در ريشه گياه اين مكانيسم هاي جذبي دچار اختلال مي شوند.

14-2-گچ سميت عناصر فلزي سنگين را كاهش مي دهد.

 كلسيم به عنوان تنظيم كننده تعادل عناصر غذايي كم مصرف شامل آهن، روي، منگنز و مس در گياه عمل مي كند. كلسيم تعادل عناصري را كه توسط گياه جذب شده ولي براي گياه ضروري نمي باشند را نيز كنترل و از جذب زياد اين عناصر توسط گياه جلوگيري مي كند.

15-2- گچ موجب افزايش كيفيت ميوه شده و از بعضي بيماريهاي گياهي نيز جلوگيري مي كند.

 در اكثر ميوه هاي در حال رشد مقدار كلسيم در مرز كمبود ديده مي شود. براي برداشت ميوه با كيفيت خوب، وجود كلسيم كافي ضروري است. حركت كلسيم داخل گياه و از اندامي به اندام ديگر خيلي كند صورت مي گيرد. اين سرعت حركت كم در انتهاي سيستم انتقال گياه كه معمولاً ميوه ها قرار دارند، خيلي كندتر نيز مي شود. بنابراين كلسيم بايد پيوسته در اختيار ريشه گياه قرار داشته باشد. كلسيم موجود درگچ موجب جلوگيري از بيماري پوسيدگي گلوگاه در هندوانه و گوجه فرنگي وعارضه لكه تلخ در سيب درختي مي شود.بيماري پوسيدگي ريشه در آواكادو كه توسط فيتوفترا ايجاد مي شود تا اندازه اي توسط گچ قابل كنترل است.

 

 

16-2-گچ موجب كاهش وزن مخصوص ظاهري خاك مي شود.

 كاهش وزن مخصوص ظاهري خاك به معني پوك تر شدن خاك است. هر چقدر خاك پودرتر شود شرايط براي رشد و توسعه ريشه مناسبتر مي شود. هر چه گسترش ريشه ها در خاك بيشتر باشد جذب آب و عناصري مثل فسفر كه جذب آنها به مقدار ريشه وابسته افزايش مي يابد.

17-2-گچ اثر سمي كلرور سديم را كاهش مي دهد.

 كلسيم موجود در محلول خاك جذب سديم توسط ريشه را كاهش مي دهد. بنابراين در خاكهاي شور وسديمي كه نمك غالب كلرور سديم است، استفاده از گچ مقاومت به شوري و سديم را افزايش مي دهد. محل جذب كلسيم و سديم بر روي ريشه يكسان مي باشد. هر چه ميزان كلسيم در محلول خاك بيشتر باشد تعداد زيادتري از محلهاي جذب به كلسيم اختصاص يافته و بدين طريق جذب عنصر حطرناك سديم كاهش مي يابد.

18-2-گچ قادر به كاهش pH ريزوسفر است.

 جذب كلسيم توسط ريشه گياه مي تواند pH اطراف ريشه گياه را كاهش دهد. جذب كلسيم با آزاد شدن يون هيدروژن در محلول خاك اطراف ريشه همراه است. كاهش pH ريزوسفر جذب بعضي از عناصر غذايي مثل آهن و روي را افزايش مي دهد.

19-2-گچ هدر رفت كودهاي ازته به شكل تصعيد را كاهش مي دهد.

 كلسيم حاصل از انحلال گچ از تصعيد نيتروژن  كودهاي ازته جلوگيري مي كند. توصيه مي شود كه كودهاي ازته به صورت سرك و در سطح خاك پاشيده شوند. واكنش خاك اكثر باغهاي پسته قليايي بوده و مقدار آهك نيز بالا مي باشد. در چنين شرايطي استفاده از كودهاي ازته در سطح خاك موجب تصعيد و هدر رفت بخش قابل ملاحضه اي از ازت موجود در كود مي شود. ازت آزاد شده به صورت گاز كه وارد هوا مي شود به شكل آمونياك است. وجود گچ در خاك مقدار زيادي آنيون سولفات وارد محلول خاك مي كند. آنيون سولفات با آمونياك واكنش داده و آمونياكي كه به شكل گاز وارد هوا ميشد به صورت تركيب سولفات آمونيوم در خاك باقي مي ماند.

20-2-گچ مي تواند بخش خيلي كمي از اكسيژن مورد نياز ريشه رانيز تأمين كند.     جذب و متابولسيم يون سولفات توسط ريشه موجب آزاد شدن اكسيژن همراه گوگرد موجود در آنيون سولفات داخل ريشه مي شود. اكسيژن توليد شده بتدريج از محيط داخل ريشه وارد ريزوسفر مي گردد. به اين طريق بخشي از اكسيژن مورد نياز ريشه تأمين مي شود.

21-2- گچ به رشد و نمو كرم هاي خاكي در خاك كمك مي كند.                          دادن توأم گچ به همراه مواد آلي موجب افزايش رشد و فعاليت كرم هاي خاكي مي گردد كه افزايش فعاليت آنها به نوبه خود موجب افزايش تهويه، دانه بندي خاك، مخلوط شدن و به هم خوردن خاك مي شوند.

22-2-گچ ميزان فرسايش و توليد روان آب را درزمين هاي شيب دار كاهش مي دهد.

 مطالعات انجام شده در دانشگاه جورجيا بر روي اثرات گچ نشان داد كه طي يك بارندگي نيم ساعته با سرعت يك تا يك و نيم اينچ بر ساعت ، خاكي كه گچ دريافت كرده بود، 71 درصد بارندگي را جذب كرده ولي خاك شاهد كه گچ دريافت نكرده بود فقط 46 درصد بارندگي را جذب و بقيه به صورت روان آب بر سطح خاك جاري گرديد.

23-2-گچ انبساط و انقباض رس هاي نوع مونتموريلونيت و ورميكوليت (انبساط پذير) را كاهش مي دهد..                                                                                                                         چنانچه رس غالب در خاكهاي سديمي كه توسط گچ اصلاح مي شوند از نوع مونت موريلونيت و ديگر رس هاي با ضريب انبساط و انقباض بالا باشد، انبساط و انقباض اين خاكها و در نتيجه كلوخه اي شدن و تخريب ساختمان خاك ،كاهش مي يابد. يون كلسيم حاصل از انحلال گچ پراكنش ذرات خاك را كم كرده و به فرآيند تشكيل خاكدانه و همچنين به استحكام خاكدانه ها و ساختمان خاك كمك مي كند.

24-2- مخلوط نمودن گچ با كودهاي  حيواني مانع از ايجاد بوي نامطبوع اين مواد در اماكن عمومي مثل پارك ها و فضاي سبز مي گردد.                                     بوي نامطبوع كودهاي حيواني ناشي از آمونياكي است كه حاصل تجزيه ميكروبي كودهاي حيواني است. آمونيوم آزاد شده توسط آنيون سولفات جذب شده و تبديل به سولفات آمونيم مي گردد. اين عمل  علاوه بر جلوگيري ازايجاد بوي نامطبوع، تلفات نيتروژن  را نيز كاهش مي دهد. در بسياري از موارد ديده مي شود هنگام عبور كاميونهاي حامل كود حيواني بوي بسيار نامطبوعي در محيط اطراف جاده و يا در داخل باغ و منزل كه اين كودها نگهداري مي شوند موجب آزار  و اذيت باغدار، مردم ساكن  نزديك جاده و پاركها مي شود. براي برطرف كردن و جلوگيري از اين بوي نامطبوع مي توان مقداري گچ را داخل تانكر پر از آب حل كرده و بر سطح توده كود داخل كاميون يا توده موجود در باغ وپارك پاشيد.

25-2- گچ مانع  از ايجاد شرايط غرقابي در خاك مي گردد.                                        گچ توانايي خاك را در زهكشي آب اضافي خاكهاي با بافت سنگين افزايش مي دهد. در بعضي از باغهاي پسته كه خاك سنگين بوده و يا در اثر قليائيت ساختمان خاك تخريب شده و نفوذپذيري كاهش يافته است مشاهده مي شود كه تا مدت زمان زيادي بعد از آبياري آب در كرتها باقي مانده و امكان وارد شدن به باغ و انجام عمليات شخم، سمپاشي و ... تا چند روز وجود ندارد. استفاده از گچ به مقدار لازم و به روش مناسب با افزايش نفوذپذيري خاك مانع از ايجاد شرايط غرقابي مي شود. غرقاب بودن خاك شرايط تهويه اي را مختل كرده و از طرفي وجود رطوبت زياد به رشد و تكثير قارچ هاي بيماريزا مثل عامل گموز كمك مي كند.

26-2- با اضافه كردن گچ به خاكهايي كه عبور و مرور ماشين آلات و يا وزش باد ملايم موجب بلند شدن گرد و خاك از سطح آنها مي شود ، مقدار گرد و غباربلند شده از سطح اين اراضي به مقدار قابل توجهي كاهش مي يابد .

3- زمان و نحوه دادن گچ به باغ: افزودن گچ به باغ همانند ديگر عمليات اصلاحي بهتر است كه در دوره خواب گياه و در طول دو فصل پاييز و زمستان انجام شود. البته در صورت فرآهم بودن شرايط و وجود آب به مقدار كافي ميتوان درهر فصلي از سال گچ را به خاك باغ اضافه كنيم. گچ ماده اي با حلاليت متوسط و داراي ظريب نمكي نسبتا پاييني مي باشد، بنابراين چنانچه در دوره رشد درخت نيز به خاك داده شود مسموميتي ايجاد نمي كند.در كشورآمريكا و پاره اي از كشورهاي ديگر گچ به صورت پودر و در بسته بنديهاي مخصوصي مثل كودهاي شيميايي و با قيمتي چندين برابر قيمت گچ در ايران و با نام گچ كشاورزي(agricultural gypsum)به بازار مصرف عرضه مي شود.

گچ به دو صورت به باغ داده مي شود الف- گچ به صورت كلوخه اي و آسياب نشده به شكل نواري دو طرف رديف درخت از هر طرف حداقل دو متر بر روي سطح خاك پاشيده شده و سپس آبياري سنگين انجام مي شود. هدف اصلي از دادن گچ به باغ اصلاح خاك مي باشد لذا دادن گچ داخل كانال كود فايده اي ندارد و بايد حتما در سطح خاك و حتي الامكان به صورت يكنواخت داده شود. ب- اخيراهمانند ديگر كشورها گچ به صورت خالص، پودري و بدون آب در حال عرضه به بازار مي باشد. اين نمونه گچ ضمن اقتصادي بودن آن از كارايي بيشتري برخوردار مي باشد. گچ پودري را ميتوان براحتي در آب آبياري در محل استخر و يا ورودي كرت حل كرده و آب محتوي گچ محلول به طور يكنواخت و همراه با آب وارد كرت مي شود. مقدار مصرف اين نمونه گچ نسبت به انواع قبلي به مراتب كمتر مي باشد. بنحويكه دادن 5 تا حداكثر 7 تن در هكتار كفايت مي كند. دادن گچ پودري در هر فصلي از سال امكان پذير مي باشد.

گچ به هر شكلي كه به باغ داده شود بايستي همراه با آبياري سنگين باشد.

منابع :

1-      Alra , A . K., J. H.Graham and D.P.H. Tuker . 1993. Role of calcium in amelioration of copper phytotoxicity for citrus . Soil Sci. 155: 221-218 .

2-      FAO. 1990. Management of gypsiferrous soils. Soil  bulltin 62, Rome. Italy.

3-      Mardoud T. 1996. Behaviour of roots and properties of soils  with different content of gypsum under irrigation (Balikh Bas Syria). In: R.M. poch (ed). Proceeding int. sypmp. on soils with gypsum, lieida, spain.

4-      Muneer ,W. and J.M  oads. 1989. The role of calcium_organic interaction in soil aggregate stability . III . Mechanism and models . Aust J . Soil Res. 27 : 411- 423 .

5-      Scott, W.D., B.D. Mccraw , J.E.M.otes and M.W. Smith. 1993. Application of calcium to soil and cultivar affect elemental concentration of watermelon leaf and rind tissue . J. Amer. Soc. Hort. Sci. 118 : 201-206 .

6-      Van , A ., and Romero , D. L. R. 1971. Gypsiferous soils . characteristics and management. Int. Inst. Of  land and Improvment. Bulltin 12. Wageningen, the Netherland.

7-      http://www/awgypsum.com/benefits.htm. 2004. Gypsum a soil amendment, soil conditioner and soil fertilizer.

 

کود مرغی گرانوله

کود طبیعی

کود مرغی گرانوله همانند كود مرغي پلیتی دارای  مواد آلي، ازت کل، فسفر، پتاسيم وعناصر ريز مغذي (مس، منگنز، آهن و روي) می باشد.

كود مرغي داراي مقدار زيادي عناصر غذايي است و با بكارگيري آن در زمينهاي كشاورزي مي توان حاصلخيزي خاك را افزايش داد.

تعیین مقدار مصرف کود مرغی : بهترین روش در تعیین مقدار کود مرغی در هر هکتار انجام آزمون خاک می باشد. و مقدار مصرف آن با توجه به آزمون تجزیه کود مرغی و آزمون خاک زراعی تعیین با مشورت و نظر مهندسین جهاد و کشاورزی منطقه انجام می شود. 

زمان و نحوه مصرف کود مرغی :در فصول مختلف سال کود مرغی را در مزارع مصرف می کنند. با مصرف آن در فصل پاییز بیشترین زمان برای تجزیه کودمرغی و آزاد سازی عناصر غذایی موجود در آن فراهم می گردد.

کود مرغی موجب اصلاح فعالیت بیولوژیکی ، کشت و کار و خواص شیمیایی خاک می شود ، سه تن کود مرغی تازه معادل 50 کیلوگرم سولفات پتاسیم ، 100 کیلو گرم سوپر فسفات تریپل و 50 تا 100 کیلوگرم اوره دارد.

کود مرغی ترکیب شیمیایی بسیار متفاوت نسبت به سایر کودهای حیوانی دارد که در کود مرغی مقادیر نسبتا زیاد اسید اوریک و سایر اوریدها وجود دارد.

شرايط نگهداري كود مرغي فله :

كود مرغي گرانوله دارای NPK  طبیعی است و موجب اصلاح فعاليت بيولوژيكي ، كشت و كار و خواص شيميائي خاك مي شود. سه تن كود مرغي تازه معادل 50 كيلوگرم سولفات پتاسيم ، 100 كيلوگرم سوپر فسفات تريپل و 50 تا 100 كيلوگرم اوره دارد. كود مرغي تركيب شيميايي بسيار متفاوت نسبت به ساير كود هاي حيواني دارد. در كود مرغي مقادير نسبتا" زياد اسيداوريك و ساير اوريدها وجود دارد.كود مرغي تازه حدود 70 درصد رطوبت دارد. كود مرغي فله بدون فرآوری نیز چنانچه به درستي نگهداري و به مزرعه منتقل و مصرف شود ،كود بسيار با ارزشي مي باشد.

براي كاهش خروج گاز امونياك و بوي تند كود مرغي و كاستن تلفات روان آب فسفر و عناصر غذايي كم مصرف ، كود مرغي را با مصرف سولفات آلومينيوم اصلاح مي كنند.

 

فرآوری کود مرغی گرانوله : با استفاده ازکود مرغ گوشتی و تخمی و مرغ مادر+ گوگرد +زئولیت+ بنتونیت  + ریزمغدیهای مفید کشاورزی در کارخانه های تولیدی کشور با ترکیب مواد لازم به شکل گرانول تولید و بسته بندی می گردد.

 

فواید کود مرغي گرانوله کيميا:

استريل شده با بخار و دما

افزايش ماده آلي خاک

 عاري از هرگونه بذر علف هاي هرز و عوامل بيماريزا

گرانول بودن آن ، قابل استفاده با تمام دستگاه هاي کود پاش

افزايش فعاليت ميکرو ارگانيزم هاي مفيد خاک

کيسه سه لايه کامپوزیت

 

مزایای کود مرغی گرانول:

 اصلاح فعالیت بیولوژیکی خاک

افزایش مواد آلی خاک

افزایش میکرو ارگانیزم های مفید خاک

بهبود خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی و حاصلخیزی خاک

کم کردن جرم حجمی ظاهری و افزایش تخلخل و نفوذ پذیری خاک

تیره کردن رنگ خاک و جذب انرژی بیشتر

افزایش نگهداری آب خصوصاً در خاکهای شنی

کاهش چسبندگی خاکهای رسی

افزایش چسبندگی خاکهای شنی

 خاکPH کاهش موضعی

 

کود آلی

هر ماده آلی که بوسیله میکروبها قابل تجزیه باشد می تواند بعنوان کود آلی به کار رود.

اما کودهای آلی مختلف از نظر کیفیت و دوام در خاک و قیمت بسیار متفاوتند.

ارزش اصلی کودهای آلی به علت تغییرات فیزیکی است که در خاک ایجاد می کنند.

کودهای آلی ما عبارتست : کود حیوانی، کود گیاهی و یا کود سبز و کود کمپوست دار گرانوله

کود آلی گرانوله

کود آلی کودی است که بر پایه کمپوست و دیگر افزودنیها و بنتونیت تولید مینمائیم واین کود با افزایش قابلیت جذب عناصر

غذایی پر مصرف و کم مصرف در خاک ، به رشد بستر گیاه کمک نموده و موجب افزایش عملکرد محصول می گردد

مزایای کود آلی گرانوله

کاهش مصرف کودهای شیمیایی

بالابردن میزان عناصر مغذی زمین و به خصوص میزان مواد آلی

جلوگیری از فرسایش خاک و زمینهای کشاورزی

جذب عناصر غذایی توسط گیاه در حضور این کود به راحتی صورت می گیرد

عنصر گوگرد باعث کاهش پی هاش در خاک و متعادل ساختن آن می شود 

استفاده از کود های دامی در کشاورزی و محیط زیست

منظور از کود دامی یا حیوانی مجموعه ای از مواد بستری ، ادرار و مدفوع گاو ،گوسفند ،مرغ یا هر حیوان دیگری است که از محل نگهداری آنها به دست می آید.درصد مواد غذایی کود حیوانی وکیفیت فیزیکی آن به عواملی مثل نوع حیوان ، کیفیت مواد بستری ، میزان پوسیدگی کود ، تغذیه دام ، میزان سدیم و مقدار بذر علفهای هرز ، اسپور بیماریها ، لارو و تخم حشرات ، شن و خاک بستگی دارد. درصد ازت کود گاوی بیشتر از کود گوسفندی و مرغی است.ولی درصد فسفر و پتاسیم کود مرغی از کود های گاوی و گوسفندی بیشتر است.همانگونه که ذکر شد درصد مواد غذایی کودها به اغذیه دامها بستگی دارد.مثلا چنانچه جیره غذایی یک دام از نظر یک عنصر ضعیف باشد کود حاصله نیز بالطبع از نظر آن عنصر ضعیف خواهد بود.بنابراین چون میزان عناصر غذایی موجود در کود دامی ثابت نیست ،و همانگونه که در بالا اشاره گردید از دامی به دامی دیگر و از جیره غذایی به جیره غذایی دیگر تفاوت می کند، این امر کارشناس را در جهت اعمال یک مدیریت کودی صحیح دچار سردرگمی می نماید چرا که در مدیریت تغذیه، یک کارشناس با اجزاء و واحدهای کوچکی مانند درصد و حتی پی پی ام (قسمت در میلیون )  عناصر غذایی سروکار دارد و ثابت نبودن میزان عناصر غذایی در یک کود مسلماً نمی تواند یک برنامه کودی صحیح را ایجاد کند. 

تغییرات جزئی و بسیار اندک در میزان عناصر غذایی می تواند بر همکنشهای مثبت و منفی در آنها ایجاد کند.به بیان ساده تر اینکه یک عنصر می تواند میزان جذب عنصر دیگر را تحت تاثیر خود قرار داده و آن را کم یا زیاد نماید.به عنوان مثال بالا رفتن میزان پتاسیم باعت کاهش میزان جذب کلسیم و بر عکس خواهد شد که به این عمل اثر متقابل یا آنتاگونیسمی گفته می شود. افزایش در میزان عنصر آهن باعث افزایش جذب میزان عنصر روی خواهد شد که به این عمل اثر سینرژیک گفته می شود.بنابراین مشاهده میگردد که کم و یا زیاد شدن عناصر غذایی در کود دامی نه تنها خود ایجاد اشکال نموده بلکه می تواند بر روی جذب دیگر عناصر غذایی نیز اثر گذار باشد.

فراوانی ترکیبات آلی ازت دار ساده کود حیوانی تازه ، بسیار مساله ساز است. تجزیه سریع این مواد موجب آزاد شدن گاز آمونیاک و تجمع آن در مجاورت ریشه ها گردیده و موجب مسمومیت گیاه می شود.بعضاً توسط نگارنده متن ، مشاهده گردیده که در برخی روستاهای هندوستان ،کود های دامی را به شکلهای مدور به شعاع حدود بیست سانتی متر و قطر حدود پنج سانتی متر درآورده و از آنها به دلیل اشتعال پذیری بالا و شعله حرارتی مناسب ،  برای سوخت در مصارف خانگی استفاده می شود. 

زیادی املاح نمکدار در کود نیز می تواند از طریق ایجاد پتانسیل اسمزی و یا مسمومیت مستقیم گیاه مساله ساز باشد.در جدول زیر میزان شوری برخی از کودهایی را که کشاورزان در باغات و مزارع خود استفاده می نمایند ذکر شده است:

اثرات مواد آلی بر خصوصیات فیزیکی خاک

  - بهبود ساختمان خاک:

ساختمان خاک یعنی هم آوری ذرات خاک (شن، سیلت و رس) و تشکیل ساختاری که خاکدانه نام دارد. به طور کلی، یک خاک هرچه خاکدانه های بیشتر و پایدار تری داشته باشد وضعیت مطلوبتری خواهد داشت. از مواردی که باعث تشکیل ساختمان خاک شده و آنرا پایدارتر می نماید می توان به مواد آلی اشاره نمود. مواد آلی در خاکهای شنی (سبک) با متصل کردن ذرات به یکدیگر باعث تشکیل ساختمان می گردد و در خاکهای رسی (سنگین) از چسبندگی زیاد ذرات خاک جلوگیری نموده و وضعیت بهتری به خاک می دهد بنابراین کاربرد مواد آلی در همه خاکها مفید بوده و منجر به تشکیل ساختمان بیشتر و پایدارتر می گردد. اکثر خصوصیات خاک تحت تاثیر وضعیت ساختمان خاک قرار دارد به طور مثال نفوذ آب در خاک، تهویه خاک، میزان خلل و فرج یا منافذ خاک، نگهداری آب در خاک و نفوذ ریشه در خاک، همگی تحت تاثیر ساختمان خاک قرار می گیرند که به مواردی از آن به طور کاملتری در زیر اشاره خواهد شد.

  - کم کردن وزن مخصوص ظاهری و افزایش تخلخل خاک:

وزن مخصوصظاهری خاک به معنی وزن حجم معینی از خاک است. مقادیر زیاد آن نشان دهنده متراکم بودن خاک و مناسب نبودن وضعیت ساختمان خاک است. مواد آلی ٣ باعث می شوند که وزن مخصوصظاهری خاک کاهش یافته و به اصطلاح عمومی، خاک پوک شود و همچنین از فشردگی زیاد خاک جلوگیری می نماید. 

تخلخل یا میزان منافذ خاک نیز با افزایش ماده آلی خاک بیشتر شده و این مسئله به   نگهداری بیشتر آب و تهویه بهتر خاک کمک می کند.

   - افزایش نفوذ پذیری آب در خاک:

بهبود وضعیت ساختمان خاک باعث افزایش نفوذپذیری آب در خاک می گردد. خاکهای با مواد آلی کم ساختمان مطلوبی ندارند بنابراین خاکهای بدون ساختمان یا با ساختمان ضعیف نفوذپذیری مناسبی ندارند.  

   - افزایش ظرفیت نگهداری آب خصوصا در خاکهای شنی:

از خصوصیات مواد آلی نگهداری آب چند برابر وزن خود می باشد با توجه به اینکه اکثر مناطق پسته کاری با کمبود آب روبرو هستند استفاده از موادآلی می تواند در نگهداری آب در خاک کمک نماید. از طرفی نگهداری آب در خاکهای با ساختمان خوب بهتر صورت می گیرد و همانطور که گفته شد موادآلی باعث بهبود وضعیت ساختمانی خاک می گردند. در خاکهای شنی با مواد آلی کم چون منافذ درشت بیشتر بوده و ساختمان خاک نیز ضعیفتر است ظرفیت نگهداری آب در خاک کم می باشد، بنابراین در

 خاکهای شنی اثر موادآلی بر ظرفیت نگهداری آب در خاک بیشتر است.

   - کاهش چسبندگی خاکهای رسی : 

خاکهای رسی معمولا خاکهای با چسبندگی زیاد می باشند که نفوذپذیری آب و تهویه در آنها کم بوده و عملیات کشاورزی بر روی چنین خاکهایی با مشکل روبرو است. افزایش مواد آلی به خاکهای رسی سنگین باعث کاهش چسبندگی و در نتیجه بهبود خصوصیات   نامطلوب آنها می شود.

   - افزایش چسبندگی خاکهای شنی:

بر خلاف خاکهای رسی، خاکهای شنی چسبندگی کمی دارند و این مسئله باعث نفوذ سریعتر از حد معمول آب و ظرفیت پایین نگهداری آب در این خاکها می گردد. افزایش موادآلی به خاکهای شنی باعث افزایش چسبندگی و ظرفیت نگهداری آب می گردد.

   - تهویه بهتر بعلت افزایش تخلخل خاک: 

ریشه گیاهان و بسیاری از جانداران ریز خاک جهت انجام وظایف خود نیاز به اکسیژن و تهویه بهتر دارند. همانطور که در سطور بالا توضیح داده شد افزایش موادآلی به خاک باعث بهبود ساختمان و افزایش تخلخل خاک می شود که این خود باعث تهویه بهتر خاک می شود.

 

 اثرات مواد آلی بر خصوصیات شیمیایی خاک

  - افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی خاک:

ظرفیت تبادل کاتیونی خاک یکی از خصوصیات مهم خاک به شمار می رود. به طورکلی ذرات مختلف خاک به خصوصذرات ریزتر (رسها) در سطح خود دارای بار منفی هستند که این توانایی نگهداری کاتیونها و تبادل آنها را با محلول خاک و در نتیجه ریشه گیاهان را فراهم می سازد. هر خاک با توجه به مقدار ذرات دارای بار سطحی منفی دارای ظرفیت تبادل کاتیونی خاصی می باشد و هرچه در یک خاک این ظرفیت بالاتر باشد آن خاک ظرفیت نگهداری عناصر غذایی و تبادل کاتیونی بیشتر داشته و حاصلخیزتر است.  مواد آلی نیز در سطح خود بار منفی دارند بنابر این هرچه مواد آلی خاک بیشتر باشد ظرفیت نگهداری کاتیونها و تبادل آنها با محلول خاک و در نتیجه با ریشه گیاه بیشتراست.

 - کاهش موضعی  :pH 

خاک مناطق پسته کاری معمولا بالاست و در این شرایط جذب عناصر غذایی از خاک pH خاک نیز در سطح وسیعی از خاک عملی نبوده pH با مشکل روبروست. از طرفی کاهش و امکان پذیر نیست اما با کاربرد موضعی موادآلی در اطراف ریشه می توان کاهش موضعی ودر سطح کوچک آن را باعث گردید.

   - شرکت در فرآیندهای اکسید و احیاء : 

یکی از فرایندهایی که در خاک صورت میگیرد واکنشهای اکسید و احیاء مواد می باشد و این نوع واکنشها در قابلیت جذب عناصر غذایی دخالت دارند. مواد آلی نقش اساسی در این واکنشها دارند. به عنوان مثال می توان به اکسید و احیاء شدن ترکیبات ازت در خاک و اکسید شدن گوگرد خاک یا گوگرد کشاورزی استفاده شده در باغها، به سولفات اشاره نمود. بسیاری از واکنشهای اکسید و احیاء توسط ریز جانداران خاک صورت می گیرد و ماده اصلی مورد نیاز این ریز جانداران مواد آلی می باشد.

 

اثرات مواد آلی بر خصوصیات حاصلخیزی خاک

  - تامین بخشی ازعناصر غذایی مورد نیاز گیاه: 

مواد آلی بر حسب اینکه چه منشایی داشته باشند حاوی مقادیر مختلف عناصر غذایی پرنیاز مانند ازت، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و گوگرد و عناصر غذایی کم نیاز مانند آهن، روی، منگنز و مس می باشند. گرچه مقادیر موجود عناصر غذایی در موادآلی مختلف معمولا تکافوی همه نیازهای گیاه را نمی نماید ولی بخشی از آنها را تامین می   نماید.

   - تحرک عناصر غذایی در خاک و جذب بهتر به وسیله ریشه گیاه:

خاک در اثر استفاده از موادآلی، که در pH تشکیل ترکیبات کمپلکس و کاهش موضعی سطور بالا به آن اشاره شد، تحرک عناصر غذایی در خاک و کمک به جذب بهتر آنها به وسیله ریشه گیاه را به دنبال دارد.

   - افزایش ظرفیت نگهداری عناصر غذایی:

افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی خاک در اثر افزودن موادآلی که در بالا ذکر شد باعث  افزایش ظرفیت نگهداری عناصر غذایی در خاک می گردد.

اثرات مواد آلی بر خصوصیات بیولوژیکی خاک

   - تامین ماده اولیه و انرژی برای جانداران ریز خاک:

خاک محیطی سرشار از موجودات ریز است و این موجودات وظایف مهمی در خاک به عهده دارند در واقع خاک بدون وجود آنها محیطی کامل برای رشد و نمو و محصول دهی مطلوب نیست. موجودات ریز خاک مانند همه موجودات زنده دیگر نیاز به منبع انرژی و مواد غذایی دارند. مواد آلی خاک تامین کننده مواد غذایی مختلف و انرژی برای موجودات ریز خاک هستند.

   - ایجاد تعادل در رطوبت و تامین اکسیژن کافی برای جانداران ریز خاک :

موادآلی با افزایش تخلخل خاک، بالا بردن ظرفیت نگهداری آب در خاک و بهبود نفوذ پذیری آب در خاک ، تعادل رطوبت در خاک ایجاد می نمایند و باعث می شوند محیط   مناسبی از نظر رطوبت و اکسیژن برای جانداران ریز خاک ایجاد شود. با توجه به اثرات ذکر شده، لزوم کاربرد مواد آلی بیش از پیش آشکار می گردد. در مناطق پسته کاری به علت محدودیتهای خاک از جمله:

  - عدم وجود ساختمان مناسب

  pH  بالا بودن 

  - سبک یا سنگین بودن بعضی خاکها

  - بالا بودن دور آبیاری

استفاده از مواد آلی به صورت کودهای حیوانی اجتناب ناپذیر می باشد و توصیه می شود حداقل هر دو سال یکبار به مقدار کافی در باغها استفاده شوند.

مقدار مورد استفاده:

مقدار مورد استفاده از کودهای آلی برحسب نوع کود و شرایط آب و خاک می تواند متفاوت باشد و در این راه باید از مشورت با کارشناسان بهره برد ولی به طور کلی این مقدار می تواند از ۲۰ تن در هکتار تا ۵۰ تن در هکتار نوسان داشته باشد. 

کود های دامی دارای حداقل شوری برابر 80/15 واحد می باشد و این میزان در کود های مرغی حتی به 46 واحد نیز می رسد!. افزودن موادی با چنین ضریب شوری خود به شور شدن هر چه بیشتر خاک منجر می شود.در حالی که در بیشتر مناطق کشاورزی ما ، دو عامل شوری و کم آبی برزگترین معضل کشاورزی به شمار می رود. اراضی کشاورزی روز به روز شورتر و چاه های آب و قنوات روز به روز کم آب تر می شوند. 

کم آبی دو مفهموم را در بردارد: یکی فقدان و کمبود آب و دیگری شوری بالا.بدین معنی که شوری خود مساوی است با کم آبی.بنابراین شور شدن خاک، آنهم به دست خود کشاورز، دانسته یا ندانسته ، به نوعی کم آبی و تشنگی گیاه و در نهایت کاهش محصول را در پی دارد.

اسید فولویک و اهمیت آن در کشاورزی

 

بقایای گیاهی و جانوری در اعماق خاک، طی قرن ها و در اثر فعالیت میکروارگانیسم ها، تبدیل به مواد و لایه هایی مثل نفت، زغال سنگ و مواد هیومیکی می شوند. مواد هیومیکی قابل استفاده در کشاورزی را از لئو ناردیت استخراج می کنند. این مواد را به صورت مشخص می توان به سه دسته تقسیم نمود:

1-    اسید هیومیک: در مواد قلیایی محلول و در آب و اسید نامحلول است.

2-   اسید فولویک: در آب، قلیا و اسید محلول می باشد.

3-   هیومین: در آب تحت هیچ شرایطی قابل حل نیست.

به عبارت دیگر اندازه و وزن مولکولی اسید هیومیک بسیار بیشتر از اسید فولیک است، به همین دلیل در بسیاری از موارد محلولپاشی اسید هیومیک پودری توصیه نمی شود. در حالیکه اسید فولویک به دلیل اندازه کوچک به راحتی از روزنه های گیاهی عبور کرده و قابلیت محلولپاشی دارد.

اسید فولیک طبیعی به رنگ طلایی است و ریشه آن از کلمه Fulvus  می  باشد که در زبان لاتین به معنای رنگ زرد است. اسید فولویک یک تامپون طبیعی و کلات کننده مناسب با قدرت تبادل یونی بالاست که قدرت جذب عناصر معدنی را در گیاهان افزایش می دهد که در نتیجه آن، مقاومت گیاه به تنش های محیطی افزایش می یابد و نیز باعث افزایش کیفیت و کمیت محصول می گردد. نکته جالب توجه وجود فولیک اسید در رژیم های غذایی ماست، قبل از کشف فولویک اسید به عنوان یک عنصر کلات کننده در گیاهان و خاک، فولویک اسید در رژیم غذایی بیماران برای افزایش ایمنی بدن و افزایش جذب ویتامین ها و دفع سموم از بدن مورد استفاده قرار می گرفت. به عبارت دیگر فولویک اسیدها به راحتی وارد فعالیت های زیستی در تمام رده های گیاهی و جانوری می شوند.

کارکردهای اسید فولویک را می توان به شرح ذیل طبقه بندی کرد:

1)       اصلاح ساختار خاک: کلمه کلات از کلمه chele لاتین به معنای انبر با پیوند های یونی و کووالانسی یک عنصر را احاطه کرده و آن عنصر را به سمت مقصد حمل می کنند. اسید فولویک همچنین می تواند عناصر غیر آلی و سنگین مانند کلسیم، منیزیم، آهن- کبالت و پتاسیم را کلات کند به گونه ای که یون های کلسیم و آهن کلات شده دیگر قابلیت واکنش با فسفات ها، سولفات ها و اکسیژن را ندارند و در نتیجه دیگر در خاک رسوب نمی کنند. این اسید به راحتی توانایی کلات کردن بیش از 70 عنصر را دارا می باشد و به این ترتیب می تواند باعث اصلاح ساختار و افزایش توانایی جذب رطوبت در خاک و جذب عناصر گیاه شود.

2)      افزایش جذب: اسید فولویک باعث افزایش قدرت جذب غشاء سلولی شده و در داخل سلول به عنوان یک کاتالیزور عمل می کند و ضمن تامین عناصر مورد نیاز عناصر سمی و خطرناک داخل سلول را کلات کرده و آن ها را به خارج سلول هدایت می کند.

3)     انتقال عناصر معدنی: اسید فولویک به علت وزن پایین به راحتی می تواند عناصر غذایی را جا به جا نموده و تا 60 برابر وزن خود را به داخل سلول حمل کند. این اسید قادر است با عناصر معدنی و فلزی ترکیباتی را به وجود آورد که خواص قبلی این عناصر را نداشته و دارای ویژگی های متفاوتی نسبت به آن هاست. اسید فولویک حتی امکان حل کردن و حمل سیلیس تثبیت شده در خاک را هم دارا می باشد.

4)      افزایش مقاومت به نوسانات PH: گیاهانی که تحت برنامه غذایی منظم همراه با اسید فولویک قرار دارند. مقاومت بسیار بیشتری نسبت به نوسانات PH از خود نشان می دهند. در واقع اسید فولویک به عنوان یک جذب تنش Shock absorber) عمل می کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر به چشم می آید که بدانیم افزایش اسیدیته باعث غیر قابل جذب شدن عناصر معدنی برای گیاهان می شود و PH قلیایی سبب گیاه سوزی می شود.

5)     جذب رادیکال های آزاد: اسید فولویک یک آنتی اکسیدان طبیعی است که جاذب رادیکال های آزاد بوده و با این عامل ضمن تامین الکترولیت های حیاتی سبب بالا رفتن قابلیت حمل و نقل مواد غذایی، تسریع در واکنش آنزیم ها، افزایش فعالیت، جابه جا کردن عناصر اصلی تا سایت پذیرنده شان و حفظ تعادل الکترو شیمیایی می شود.

6)      کاهش عناصر سمی در خاک: اسید فولویک با جذب سموم و آلودگی ها سبب تجزیه سریع سموم و کاهش آلودگی در خاک می شود. یکی دیگر از کارکرد های موثر فولویک اسید ها کاهش بقایای قارچ کش ها و حشره کش ها در خود گیاه است.

7)     افزایش مقاومت به تنش ها و بیماری ها:  در صورت محلول پاشی اسید فولویک، با توجه به وزن کم و قدرت نفوذ بالا به سرعت وارد گیاه می شود. اسید فولویک با افزایش ظرفیت نگهداری رطوبت در گیاه و نیز افزایش نفوذپذیری دیواره سلولی آب بیشتری را وارد سلول می کند که این امر سبب افزایش مقاومت گیاه به خشکی می شود که این قابلیت به ویژه در گیاهان آبدوستمثل برنج و جو و ... بیشتر نمایان می شود. یکی از خواص اسید فولیک ها بالا بردن درجه بریکس (یک معیار تعیین میزان شکر در محلول است که بستگی به میزان انعکاس  نور دارد و در صنایع نوشابه سازی و آب میوه استفاده می شود. یک درجه بریکس برابر است با یک گرم ساکاروز در 100 گرم محلول) در گیاهان است. گیاهان با درجه بریکس بالاتر به تنش های آبی مقاوم­تر­ هستند. بالا بردن میزان فتوسنتز به خصوص در مناطق با دوره­های ابری طولانی نیز از توانایی های اسید فولویک است. از دیگر قابلیت های اسید فولویک که در سالیان اخیر مورد توجه قرار گرفته است کاربرد آن در کشت های هیدروپونیک و فاقد خاک است. اضافه کردن اسید فولو یک به محلول های غذایی بعد از هفته دوم سبب افزایش مقاومت به تنش ها در گیاهان گلخانه ای می شود. همچنین اسید فولویک با افزایش مواد معدنی و عناصر ریز مغذی در داخل گیاهان سبب افزایش مقاومت بر بیماری ها، قارچ ها و آفات می شود.

 

تفاوت بین هیومیک اسید و فولویک اسید؟

هیومیک اسید و فولویک اسید در نتیجه فعالیت میکروارگانیسم‌های مفید خاک بر روی بقایای گیاهی در شرایط هوازی بوجود می‌آیند. فولویک اسید طبیعی به رنگ طلایی است، وزن مولکولی کمتر و فعالیت بیولوژیک بالاتری دارد، فولویک اسید اغلب به عنوان حامل بیش از 70 عنصر معدنی و قسمتی از کمپلکس مولکولی عناصر کم مصرف می‌باشد، فولویک اسید در ترکیب با آب دارای وزن مولکولی پایینی است و به شکل 100% خالص جذب سلول زنده می‌شود در نتیجه گیاه قادر است مقدار زیادی از فولویک اسید را جذب و در ساختمان خود نگه دارد.
وجود فولویک اسید سبب میشود که حلالیت مواد نامحلول آبی حداقل 20 برابر بیشتر از زمانی شود که آب به تنهایی باشد و علت آن کاهش کشش سطحی آب در حضور فولویک اسید و در نتیجه افزایش نفوذ مولکول‌های آلی از غشاء سلولی است.
همانطور که گفته شد اسید فولویک با وزن مولکولی پایین و گروه‌های عاملی (COOH ,OH ,C=O) بیشتر روی حمل و نقل عناصر غذایی و به خصوص ریز مغذی‌ها تاثیر دارد در حالی که هیومیک اسید دارای رنگ مشکی یا قهوه ای تیره است و با وزن ملکولی بالاتر بیشتر روی خصوصیات فیزیکی و بیولوژیکی خاک تاثیر می‌گذارد.
بطور کلی تفاوت عمده بین اسید فولویک و اسید هیومیک به علت تفاوت در وزن مولکولی آنها و تعداد گروه‌های عاملی (کربوکسیل ،هیدروکسیل، فنولیک) و مقدار پلیمریزاسیون آنها می‌باشد به علاوه هیومیک اسید در مواد قلیایی محلول و در آب و اسید نامحلول است در حالیکه فولویک اسید در آب، مواد قلیا و اسید محلول می‌باشد.